Please enter your e-mail address. We will send your password immediately.

. فکر کنم اول یا دوم دبیرستان بودم، یکی دو سال بود که پدرم دستگاه پخش وی اچ اس خریده بود، فردی به اسم نادر برایمان هفتگی فیلم میاورد، سه شنبه ها بین ۴-۶ بعدازظهر، یک رنو پنج ‌تهران-۲۹ سرمه ای داشت، بعضی سه شنبه ها نادر نمیومد و این نیامدن چند هفته ای طول میکشید، وقتی سر و کله ش پیدا میشد، میگفت گرفتنم و فیلمها رو توقیف کردن و بازداشت و جریمه و از این حرفا، اتفاق عجیبی که براش خیلی عادی و روتین بود. یکی از اون سه شنبه هایی که نیومد و فیلمها در خانه ما چند هفته بیشتر موند، جرقه سینما و شور بازیگری برای اولین بار در ذهنم زده شد. با تماشای چندین باره «افسانه های خزان» ادوارد زوئیک... شوریدگی تریستان لادلو در قصه ای رمان گونه و چشم انداز طبیعت بکر و وحشی مونتانا، انگیزه اول شد برای چشیدن طعم سینما. دوم آذر هر سال برای من یادآور اولین حضورم جلوی دوربین است، در «شور عشق»... بیست و یکسال گذشت، دنیای سینما روز به روز برایم جذابتر شده و بخش عمده ای از این جذابیت مدیون داشتن ثروتی چون شماست، طرفداران و رفقایی که با ایمان به بودنشان در کنارم از پیچ و خم های عجیب این سالها گذشتم و به امید همراهی شان در بیست و یک سال آینده دلگرمم❤️